جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
1528
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
چه آنكه زمامدارى در جوامع كهن بويژه آنها كه با روشهاى استبدادى اداره مىشدند ، عبارت بود از بهرهورى از هرگونه نعمت و رفاه ، حكومت مطلقه ، قدرت نامحدود ، انتظار اطاعت كوركورانه ، و انحصارطلبى در منافع مادى كه فقط افراد انگشتشمار به حساب هزارها و ميليونها انسان ، از آنها بهرهمند مىشدند . زمامداران آن دوران ، در انجام هر عملى آزاد بودند و مسئوليتى در برابر هيچكس نداشتند و گاه تا آنجا مقامشان بالا مىرفته كه « قدّيس » شمرده مىشدند ! در حالىكه آنها در پستى و رذالت ، كمتر از چهارپايان بودهاند . . . در راه وصول به « قدرت » و « حكومت » توطئههاى سياسى صفحات تاريخ را سياه كرده و خون ملتها را روان ساخته است تا آنجا كه ما مىتوانيم تاريخ شاهان پيشين را چنين خلاصه كنيم : آمادگى براى نابود كردن نزديكان مخالف ، تسليم ساختن پادشاهان دور كه در راه و روشهاى خود ، دچار ناتوانى و سستى شدهاند و همچنين سركوب مردمى كه مىخواهند از زير بار ظلم و خودسرى بيرون آيند . بديهى است كه تاريخ اين پادشاهان با چنين وضعى كه اشاره شد ، فقط به داستان راهزنان پستفطرتى شباهت دارد كه داراى هيچ نوع ارزشى نيستند جز بههمان مقدار كه گرگهاى كثيف در شبهاى زمستان ، هنگام حمله به شكارهاى خود واجد آناند ! البته بايد گفت كه علاوه بر اينها ، به شهادت تاريخ ، توطئهها و مبارزات سياسى ديگرى هم وجود داشته است كه انگيزهها و علل آن به بازگرداندن آزادىهايى كه توطئهء پادشاهان آنها را از بين برده ، و يا به ريشهكن كردن انواع ظلم و بيدادگرى باز مىگردد .